وبلاگ معماری ایرانی
شهر آرمانی رنسانس

 

http://www.uplooder.net

 

تصور جديد از فضا اولين بار خود را در نقشه‌هاي جغرافيايي دوران رنسانس نشان داد. با مقايسه نقشه‌هاي قرون وسطا با نقشه‌هاي قرن پانزدهم به راحتي مشخص مي‌شود كه نقشه‌هاي قرون وسطا دنيا را آنگونه كه هست نشان نمي‌دهند بلكه تصاويري از ديدگاه مسيحيت به جهان مي‌باشند. معمولا اورشليم در مركز نقشه قرار داشت و گاهي نيز كل نقشه به بدن مسيح تشبيه مي‌شد. برعكس نقشه‌هاي رنسانس ارايه صحيح و هندسي را هدف خود قرار داده بودند و اين شيوه در سال 1569 با نقشه جهاني مركاتور به اوج خود رسيد. اگرچه اين واقع گرايي هنوز نتوانسته بود تصور زمين مركزي جهان را بر هم زند و اين طرز فکر تا زمان كوپرنيك ادامه يافت. به اين وسيله تصور رنسانسي از جهان، فضاي يكدست واقعي و تجربي را با همان تصور زمین مركزی همیشگی يك جا ارايه كرد.

 

http://www.uplooder.net

 

اين تصور در انديشه‌هاي مربوط به شهر ايده‌آل با وضوح بيشتري ديده مي‌شود. شهر رنسانس همواره در جستجوي فرم ايده‌آل بود در حالي كه شهرهاي قرون وسطا به عنوان تجسم زنده Civitas Dei (؟) خود به خود ايده‌آل و كامل بودند. در طول اين دوران تحقيقات علمي زيادي در مورد طراحي شهرها انجام گرفت و اگر چه اين مطلب تا سال 1593 كه شهر ايده‌آل پالمانوا (Palma Nova) توسط ساوورگنان و اسكاموزي ساخته شد طول كشيد، اما نهايتا پس از آن رسالات زيادي در اين باب به قلم معماران مختلف نوشته شد. لئون باتيستا آلبرتي (72-1404) بزرگترين نظریه پرداز رنسانس كارش را با جمله‌اي بر اساس تجربیاتش آغاز مي‌كند:
 مطمئنا شكل شهر و پراكندگي اجزاي شهر بايد بر اساس تنوع مكانها متفاوت باشد. همانگونه كه مي‌توان ديد، ايجاد يك سطح گسترده، مدور يا چهارگوش يا هر شكل منظم ديگري بر فراز يك تپه به آساني ايجاد آن بر يك سطح صاف نيست.
پس از آن نهايتا به اين نتيجه مي‌رسد كه : از ميان همه شهرها، شهرهاي دايره‌اي شكل بيشترين گنجايش را دارند.
شهر اسفورزيندا (Sforzinda) اثر فيلارته  در حقيقت بر پايه يك دايره با نقشي ستاره مانند در ميان آن و يك ميدان و كليساي مركزي در وسط دايره طراحي شده است. فرانچسكو دي جورجيو در رساله‌اي تعداد زيادي پلان مركز‌گرا براي سايتهاي مختلف را ارايه مي‌كند كه در آنها ملاكها و شرايط تجربي با معيارهاي ايده‌آل يكي شده‌اند. وي در بعضي از كارهايش به سلاحهاي جديد و به خصوص سلاحهاي گرم توجه کرد و سيستمهاي تدافعي شهري را بوجود آورد و گسترش داد.

 

http://www.uplooder.net

 

شهر ايده‌آل رنسانس ديگر مانند شهرهاي قرون وسطا يك شكل زندگي عاميانه و طبقاتي را نشان نمي‌دهد بلكه مركز يك ايالت كوچك و خود مختار (دولت شهر) را به تصوير مي‌كشد. بنابراين در مركز يك شهر ايده‌آل رنسانسي ما كاخ يك حاكم را مي‌يابيم كه به يك ميدان بزرگ متصل است. طرحهايي كه قسمتهایی از آنها اجرا شده است، تصوير رنسانس از فضاي شهري و همينطور رابطه بين محل سكونت يا شهرها را با اطرافشان بخوبي نشان مي‌دهد. مثلا در بازسازي شهر پي ینتزا (Pienza) بوسيله برناردو روسليني، تعدادي بنا در اطراف يك ميدان همانند عناصر هنري چيده شده‌اند و المانها از نظر تناسبات با يكديگر مرتبط هستند. به كار بردن اينگونه بناهاي مركز‌گرا در شهرسازي نظير كليساي سانتا ماريا دلا كونسولاتسیونه (S. Maria della Consolazione) در تودي (Todi) كه شبيه كارهاي برامانته است يكي از خصوصيات طبيعي و معمولي كارهاي رنسانس بود. خودكفايي شكلها و ساخت و سازهاي بشر تا آنجاست كه ديگر لازم نيست كليسا در مركز شهر باشد بلكه خود به عنوان يك كل مستقل و كامل مي‌تواند در هر محلی قرار بگيرد.
رفتار فضايي معماري رنسانس از ايده "" ارگانيسم زنده شهري در خدمت تكامل خالص فرمي نشات مي‌گيرد. ايده‌هاي جديد طراحي شهري در واقع آرزويي براي تعميم هندسه به همه جوانب معماري و شهرسازي بود. خيابانها و ميدانها با ساختمانهايي تعريف مي‌شد كه گويي از نقش‌برجسته‌هاي يكسان و همانند ساخته شده بودند. اين ايده در كتاب مشهور ""فضاهاي شهري"" اثر فرانچسكو دي جورجو و لوسيانو لاورنا کاملا آشکار است.

 




نويسنده :امیراحمد
تاريخ: دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت: 14:45